ابو القاسم راز شيرازى

191

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

گرفتارى به حجب طبيعيّه و هواهاى نفسانى ، چنان غافل و محجوب شدند كه حقّ جلّ و علا را فراموش كردند ؛ و حقّ تعالى هم ايشان را فراموش كرد كه : نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ « 31 » . و اين نسيان ، باعث بيمارى و امراض ارواح و قلوب گرديد كه : فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ « 32 » ، حكيم حقيقى به اقتضاى معالجه ، هر مرض را به ضدّش در دستور العمل قديم كه شفاخانهء قرآن است و در طبّ احمدى عليه السّلام ، معالجهء اين « داء عضال » « 33 » نسيان را به دواء نافع ذكر خود فرمود كه : اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ، و رستگارى از حجب غفلت را ، ثمرهء ذكر كثير قرار فرمود تا آنكه به فلاح ابدى برسد . و قال رسول اللّه صلّى

--> - ( 2 ) ملكوت : يا عالم نفس قدسيّهء كلّيّهء الهيّه است كه مبدأ و منشأ نفوس است در تنزّلات مراتب خلقت و آن سومين عالم است از عوالم پنجگانه ، و حضرت راز در تعريف عالم ملكوت چنين فرمايد : ز « ثالث حضرت » آرم من بيانى * مَلَكوتِ خداوندِ نهانى يكى عالَم بود بينِ دو عالَم * مكانِ « نَفْسِ قُدسىِّ » مكرّم تجرّد دارد اندر عين ذاتش * ولى با جسم باشد التفاتش مصوَّر آمد از اين روى ديگر * ازين نَفْس آمد و گشتى مصوَّر ميان اين دو عالَم چون فتادى * مجرّد بود يك‌يك گشت مادى ميان هر دو عالَم وى اسير است * گهى او فيض ده گه فيض‌گير است ازين ره گشت نامش نَفْسِ قدسى * بهر دو عالَم او را هست انسى چو هست اين نَفْسِ قدسى سرّ اجسام * تمام اجسام ازين نَفْس است خوش‌كام بنابراين تحقيق ، عالم « ملكوت » يا « نفس قدسيّهء الهيّه » عالمى است رابط ميانهء عالم « روح كلّى و عقل كلّى » كه اصطلاحا آن را « جبروت » گويند و عالم اجسام كه در حقيقت اگر عالم ملكوت نبود رشحهء فيض مقدّس حقّ از عالم روح كلّى و عقل كلّى ، بعالم اجسام نمىرسيد و براى موجودات اين عالم كه اسفل سافلين نام دارد مطلقا مجال استكمال نبود . دربارهء عالم ملكوت شئون ديگر نيز ذكر شده كه در اين حال مجال بسط آن نيست . ( 31 ) - خداى را فراموش كردند و خدا نيز ايشان را فراموش كرد ؛ ( يعنى به خود واگذاشت تا راه سعادت را گم كردند ) : سورهء 9 قسمتى از آيهء 67 ( 32 ) - در دلهاى ايشان بيمارى است ( بيمارى نفاق ) : سورهء 2 صدر آيهء 10 ( 33 ) - درد بىدرمان يا بيمارى دشوار